سفارش تبلیغ
صبا

در مورد عرفان دیدگاه خودم رو میگم و فقط عقیده شخصی هست

عرفان یعنی چی؟

کلمه عرفان یعنی خداشناسی و خداشناسی یعنی خود شناسی

میگند انسان از خودشناسی به خدا شناسی میرسد

حالا این خودشناسی چیه ؟جای بحث داره

1-بعضی ها در مقام خودشناسی میان و قصدشون اینه که فقط به خدا برسن یعنی خدارو بهتر بشناسن

مثلا ریز خلقت چشم میشن اول شکر میکنن و بعد میگن خب این یکی از نشانه های بزرگی خدا بعد میگن چشم برای دیدن است اما حیف نباشه این جسم به این دقیقی و ظریفی رو برای دیدن چیزهایی که ما رو از خالقش دور میکنه استفاده کنیم . یعنی برای رسیدن به خدا میان اول در مورد مخلوقات خدا تحقیق میکنن و برای بهتر استفاده کردن از ان از خود خالق استعانت میطلبند.

یه استاد نقاشی داشتم همیشه میگفت: اگه میخواین نقاش ماهری بشید اونچه که می بینید بکشید نه اونچه که در ذهن دارید وبراتون اشناست و اضافه میکرد ومیگفت برای شناخت اشیا و خوب ترسیم کردن اونا بایدجزییات اونا رو کاملا بشناسید،خوب ببینید و خوب به ذهن بسپارید میگفت ساعتها بشینید و به یک لیوان نگاه کنید اما با معرفت نگاه کنید بعد از ساعتی می بینید انچه که تا یک ساعت پیش نمی دیدید.

ایشون راست میگفتند ما چند نفرشاگرد تازه وارد لیوانی رو به صورتهای مختلف ترسیم میکردیم(کاملا متفاوت)ایشون میگفت مگه میشه این لیوان چند صورت داشته باشه ما می گفتیم یعنی چی ؟ و میگفت چشمهاتون رو ببندید کمی صبر کنید و بعد باز کنید و خوب نگاه کنیدمتوجه میشوید که هر کدامتان چه بلایی برسرصورت ظاهری این لیوان اورده اید.حالا مدادها روی میز باهم به لیوان نگاه کنیدو از زاویه های مختلف ان را بررسی کنید حتی به کسی که این لیوان راهم ساخته فکرکنید و احساس لطیف او راهنگام دمیدن به شیشه تا خلق این لیوان تصور کنید. وقتی دستورالعمل استادمون رو بکاربردیم و بعد لیوان رو ترسیم کردیم این دفعه قضیه فرق کرد همه ما همان لیوان روکاملا به یک صورت ترسیم کردیم و کاملا شبیه به هم

نکته اینجاست که ما قبلابرذهنیات خود اکتفا کرده بودیم خیلی سریع طرحی زدیم اما بار دوم بعد از اینکه خوب نگاه کردیم دراصل با نگاه کردن داشتیم در مورد ان شی به نظر ساده تحقیق میکردیم خیلی محتاتانه تر و با اگاهی بهتر و با شعور بیشتری ان را طراحی کردیم.

این یک مثال کاملا ساده هست اما اگر فکرش رو بکنید ازهمین مثال ساده میشه به مسله خداشناسی که همان خودشناسی هست برسیم

راه ما چند نفر شاگرد این بود که چیزی ترسیم کنیم که کاملا به ان اگاهی داریم و ذهنیات خود را بگذاریم برای نقاشی های تخیلی

و راه ما مسلمانان هم یک راه واحد هست خط وسط هم ندارد اگر میخواهیم به مقام عرفان برسیم باید ذهنیات و اطلاعات درونی خودمون رورها کنیم(باطن خودمون رو از عادات و رسومات طهارت دهیم) و به دنبال ان حقیقت ناب باشیم .

نمی شه کسی بیاد ادعا کنه که من خدا را میشناسم و به خدا رسیدم اما ندونه خدا برای چی چشم و گوش رو خلق کرده

نمی شه کسی بگه من به مقام عرفان که همون خداشناسی هست رسیدم اما ندونه که برادر یا خواهر دینیش از چه چیزی رنج میبره و به چه چیزی احتیاج داره

استاد خطاطیم میگه :راه خدا از میان خلق میگذرد اگه صبح شد گره از کار کسی باز کردی ،خیرت به کسی رسید اون وقته که میشه گفت دیشب ذکرت با خدا از روی دل و نیت پاک بوده و خدا خواسته که با انجام این عمل خداپسندانه به تو پاداش بده

2-اما بعضی ها هم در مقام خودشناسی میان که مثلا ببین خدا چه چشمی به من داده(شکر هم میکنند)و میگند امروز میتونم بااین چشم، دل چندتا جوون رو دنبال خودم بکشم. یا میان میگن خدا چه عقل و هوش و ذهنی به من داده خدایا شکرت و میان از این همه لطف خدا در جهات منفی استفاده میکنند.

یا میاد میگه من هر وقت برای کسی دعا میکنم زود مستجاب میشه خدایا شکرت اما این لطف خدارا که امتحانی بیش نیست با عمل زشت ریا باطل میکند

خب این افرادهم به خود شناسی مشغولند اما آیا به خدا شناسی میرسند؟

این ایه رو بخونیم: الذین یذکرون الله قیاما و قعوداو علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار(ال عمران)

کسانی که خدای را یاد میکنند در حال ایستاده و نشسته و در حال (بیماری)برپهلوی خویش خفتگان و درآفرینش آسمانها و زمین اندیشه میکنند ومی گویند پروردگارما، اینها را به گزاف نیافریدی، پاک و بی عیبی ،خدایا مارا از عذاب اتش نگه دار

خواجه عبدالله انصاری درذیل این ایه گفتند:

ذاکران در سه مقام هستند: یکی خدا را به زبان یاد میکند و به دل غافل باشداین ذکر ستمگران است

یکی خدارا به زبان یاد کند ودل هم حاظر است این ذکر مقتصدان و مزدوران است و مزدور درطلب مزد و ثواب است

و سومی انکه خدا را به دل یاد کند ودل ازاو لبریز اما زبانش خاموش است این ذکرعارفان و خداشناسان است

اری ذکر دام نهاد و غیرت دانه ریخت ،مزدوردام دید بگریخت، عارف دانه دید بر دام آویخت.

اما برای خداشناسی به یک معلم اخلاق احتیاج پیدا میکنیم به کسی که به عرفان اصلی ان را رسانیده اند

زیرا رسیدن به مقام عرفان کار هر کسی نیست، نورخدایی و استعداد روحانی میخواهد .رسیدن به این مقام با ریاضت و ترک اجتماع و عدم معاشرت و گوشه گیری به دست نمی اید

این ایه رو بخونیم:

لقد جائکم رسول من انفسکم عزیزعلیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین روف رحیم(توبه/128)

به شما پیغمبری از خودتان امد که انچه دشواری بر شما اید بر او سخت باشد و حریص است که شما را به راه راست برد و با مومنان مهربان باشد

سخنیست از امام صادق (ع) که میفرمایند: خداوند ناتوانی خلق را از طاعت خود میدانست پس از میان جنس بشر کسی رابرپاداشت و صفت رحمت و رافت خود را به او ارزانی داشت و او را به عنوان سفیر صادق بسوی خلق روانه ساخت و اطاعت او را اطاعت خود و مرافقت او را مرافقت خود دانست و فرمود هر کس رسول را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است

که برادرمون محمدعلی(http://iranislam.parsiblog.com/) چندمورد ازسخنان ارزشمند ایشان رابرای رسیدن به خدا و اطاعت از او برامون نوشتند.

انشاالله بخونیم ،بهشون فکر کنیم ،انجام بدیم وبعدشکرش روبجابیاریم و همیشه ازش بخوایم که یک لحظه ما رابخودمان وانگذارد.یاحق


نوشته شده در  پنج شنبه 85/12/3ساعت  11:57 عصر  توسط لیلا 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
یک رمضان و یک امام حسن!
آهنگ دلنواز!
[عناوین آرشیوشده]