سفارش تبلیغ
صبا

رمضان،تنها دلخوشی من! چرا دلخوش نباشم،به من اجازه دادند کوله بارم رو زمین بزارم،گناهام رو بریزم بعد معرفت جمع کنم. من رو قابل دونسته، روزه رو بر من واجب کرده تا با آقام امام زمان روحی فدا روزه بگیرم.به من میگه با شجاعت تمام چیزهایی ازم بخواه که تا الان حتی جرات نمی کردی به زبون بیاری.خیلی دلم میخواست یه تاملی روی دعاهایی که ازماه رجب تا رمضان می خونیم داشته باشم.آخه هر چی نگاه میکنم به خودم واون چیزهایی که تو دعاهای این سه ماه از خدا طلب میکنم هیچ ارتباطی نمی بینم.آخه هر کسی رو هر جایی که راه نمیدن،اما خدا یه مهمونی برگزار کرده همه رو دعوت کرده، حتی من! نه لباسی!! نه کارت دعوتی!!تازه بهم هم میگه حالا که اومدی بیکار نشینی ها هر چی که به بزرگان مجلس میدم تو هم بخواه!
مرحوم نراقی در جامع السعاداتشون، ((دون همتی)) رو کوتاهی کردن از طلب امرهای شریف و والا دونستند بعد گفتندازلوازم ضروری ((ضعف نفس)) است.که ضدش((بلند همتی)) است.
اگه یه نگاه گذرا به دعای معروف ماه رجب (یا مَن اَرجوهُ لِکُلِ خَیر...) داشته باشید: امام سجاد(ع) از امام صادق (ع) طلب میکنند که در این ماه دعایی به من تعلیم نما که خدا مرا به آن نفع بخشد.که در فرازی از این دعا اینطور فرمودند: (اعطِنی بِمَسئلَتی ایاکَ جَمیعَ خَیرِ الدّنیا وَ الاخِره) چقدر قشنگ پاسخشون رو دادند؟
بعد حضرت میاد در دعای وقت زوال ماه شعبان که باید هر روز میخوندیم ،این خیردنیا و آخرت رو بیان میکنند که چه چیزهایی هستند: وَعمُر قَلبی بِه طاعَتِک،وَلا تُخزِنی بِمَعصیَتِک،.... (خدایا قلب مرا به طاعتت پر نور ساز،مرا به عصیان خود رسوا مساز،از فضل و کرمت روزیم کن،بعد ادامه میدن:خدایا ما را به پیروی سنت رسول الله (ص) یاری بفرما). درسته این میشه همون( بلند همتی).
حالا بلند همتی رو از لوازم ضروری (شجاعت نفس) دونستند.که در مناجات شعبانیه داریم که امیر المومنین(ع) پارو فراتر میزارند و با شجاعت و شهامت تمام در فرازی از دعا:
الهی هَب لیِ کَمالَ الانقِطاعَ اِلَیک رو طلب میکنند.(خدایا اون اتصال کامل به خودت را به ما بده،هبه کن.من از دیگران ببرم که چی ؟ که وَاَنِر اَبصارَ قُلویِنا بِضیاء نَظَرِها اِلَیک(که دیدهای دل ما فقط تو رو ببینه)
و( شجاعت نفس) رو سعی در تحصیل سعادت،کمال و طلب امور عالیه،بدون لحاظ نفع و ضررهای دنیایی معنی کردند.
که باز هم در دعای سحر ماه رمضان امام باقر (ع) اون درجه درخواست از خدا رو بالاتر میبرند که( اللهم اِنی اسئلکَ مِن بَهائکَ بِابهاه وَ کُلَ بَهائُکَ بَهی)خدایا من جمال نیکوی تو را میخواهم در صورتی که تمام مراتب جمالت نیکوست.خدایا من جلالت،عظمتت، عزتت، مشیتت، قدرتت، محبتت، شرفت، علمت..همه اینا رو ازت میخوام، اصلا میخوام عین خودت بشم! (شک نکنی ها،خودش گفته بگین، من اجابت میکنم!)
خب حالا که عین خدا شدی به خودت جرات میدی که با امیرالمومنین هم ناله بشی و بگی الهی اخذتُکَ بِمَغفِرَتَکَ وَاِن اَدخَلتَنیَ النارَاعلمتُ اهلُها اِنی اُحِبُک... (اگر مرا به گناهانم باز خواست کنی ترا به مغفرتت باز خواست می کنم..)
پس این فرازاز دعای ابوحمزه که میخونیم بِکَ عَرفتُکَ وَانتَ دَلَلتَنی عَلیِکَ(من تو را به تو شناختم)الان دیگه خیلی راحتر تو ذهنمون معنی میشه.چون تا عین خودش نشیم نمی تونیم خدا روبشناسیم.
و این حدیث قدسی که خدا فرموده: من گنجی پنهان بودم،خواستم شناخته شوم،مخلوقات را آفریدم تا شناخته شوم، دلالت بر همین موضوع دارد.
(البته شناختن خداوند ،بوسیله مخلوقات یکی از نتایج علم آفرینش است نه علت بوجود آمدن موجودات،که من الان نمی خوام وارد اون بحث بشم).
دیشب اعمال ماه رمضان رونگاه میکردم،نوشته: زیارت امام حسین(ع) در شب اول ماه رمضان از دور و نزدیک فضیلت زیاد داره.گفتند:گناهان رو میریزه و ثواب حج داره.با خودم گفتم این دیگه نهایت لطف خداست، چرا؟ چون شنیدم کسانی که مکه مشرف میشن حق ندارند شک کنند که خدایا ما رو بخشیدی یا نه؟باید یقین داشته باشند که خدا بخشیده چون مانند روزیست که از مادر متولد شدند.پاک و بی گناه.
میدونید دیگه! کشتی نجات میاد که نجات بده،وقتی هم اومد تصمیم گیرنده اونه چون به قصد نجات اومده.السلام وعلیک یا ابا عبدالله رو که گفتیم تا اخرماه تو کشتی نجاتشون نشستیم انشاالله.همتون رو دعا میکنم شما هم من رو دعا کنید.قرارمون هر شب وقت اذان!اونم با شجاعت نفس تمام.یاحق


نوشته شده در  چهارشنبه 86/6/21ساعت  10:56 عصر  توسط لیلا 
  نظرات دیگران()

                         

                                              

                                                     

پروردگاراهمنشین قرآنم کردی

 (( الحمد الله رب العالمین)) سرآغازبندگی ام شد

 و (( من الجنه و ناس)) پایان دلدادگیم  

هر سحر در صور جانم دمیدی                                                              

 و درصحرای محشر وجودم زنده ام کردی

خواندی و من گوش دادم، بخشیدی و من ناز کردم

جبریل جانم گواه دهنده تلاشم بود

 و زلال اشک عشقم خبر دهنده ی روزی که تورا ملاقات کننده هستم

معبودم شیشه قلبم را با تو شفاف کردم

 تا نور روحبخش تو سرای دلم را روشن کند

کریما ترک از این شیشه نازک برگیر

الاها غبار از این عشق شفاف به دور دار

 زیرا که برای ادامه دادن به تجلی نورت نیازمندم          

    اکنون عیدفطر و روز پاداش گرفتن و روئیت رحمت توست   

                                                                                    

                                                                                                       


نوشته شده در  دوشنبه 85/8/1ساعت  5:10 عصر  توسط لیلا 
  نظرات دیگران()

خدایا حالا که خودم رو اینجا، سر سفره پر برکت قدرمیبینم میگم سال گذشته سرنوشت خوبی برام نوشته بودی

 اجازه دادی که یک بار دیگه گریه کن مولام علی باشم ، اجازه دادی یه بار دیگه برای رهایی از گناهام تا دم در خونت بیام و خودم رو به نور شب قدر برسونم

خدایا همه ی چیزهای خوبی که برام سال گذشته ثبت کردی کم کم به من دادی تا بتونم شکر گزار تو باشم و این هم همون لطفی بوده که در حقم کردی.

خدایا نمیدونم امسال هم تونامه ام مینویسی که این بنده ضعیف سال دیگه اجازه داره سر این سفره بشینه یا نه ؟

خدایا سال گذشته که اقام رو ندیدم یا دیدم اما نشناختم

نمی دونم تو نامه ام نوشتی که این بنده بی قراردیدار امامشه و برای دیداراون بی تابی میکنه ؟

خدایا به فرشته هات بگو که اینوتو نامه ام بنویسن :

 بنویسن که این بنده هیچ آرزویی جز دیدن روی گل مهدی نداره.

بنویسن یه گوشه چشم نرگس فاطمه برای این بنده ی مشتاق کافیه. 

بنویسن این بنده ظهورمولاش و به امامت رسیدن اقاش رومیخواد.

 

خدایا حالا که به دریای بزرگ شب قدر رسیدم کمکم کن تا بتونم با دلی اروم و مطمئن خودم رو به ساحل بخششت برسونم .


نوشته شده در  جمعه 85/7/21ساعت  9:48 عصر  توسط لیلا 
  نظرات دیگران()

 یا علی، مولایم گدای در خانه ات هستم

اما نان و خرما نمی خواهم 

تشنه ام

تشنه ی جرعه ای از مهر و محبتت

همچون یتیم به درگاهت ناله کنم

یتیم نگاه پر نورت هستم

کاروان  شب قدر نزدیک است

دست نوازشگرت را بر سرم بکش

و قلب ناآرامم را با نور مهرت جلا بده

تا شب قدر را با دلی آرام صبح کنم

یا کریم به گدای درگاهت رحم کن


نوشته شده در  چهارشنبه 85/7/19ساعت  1:12 عصر  توسط لیلا 
  نظرات دیگران()

یک سال دنیای صفا را تا اوج مروه هروله کردم اما جز سراب وجودم چیزی ندیدم.

اکنون اسماعیل دلم پای کوبان این زمین را تا عمق دریای رحمتت شکافته؛

 خدایا زمزم رمضان رابر من جاری ساز تا سیراب شوم.

از مشعر دریایت سنگ استغفار می چینم و بر قامت شیطان وجودم میکوبم .

از جمرات وجودم به ذبح اسماعیل تنم میرسم و همچون اسیری در بند در ساحل منی آن را قربانی میکنم.

در کنج دیوار منای دنیا، منتظر مینشینم و با آبروی اشک در خانه ات را می کوبم تا پژواک صدایت را بشنوم که اجابتم میکنی.

در این دریای ظلمانی جسم، چشمانم به دنبال نورتوست، و رمضان فانوس دریایی توست که من راه گم کرده را تا ساحل دریای رحمتت میرساند.

روحم چون ماهی بیرون از آب که دارد نفسهای آخرش را میزند به این دریا محتاج است،خدایا سیرابم کن.

ریشه ی وجودم همچون درختی خشک و صاعقه زده محتاج یک قطره از این دریاست، خدایا سیرابم کن.

خدایا زبانم را به شکر تو متبرک میسازم که راه را یه من نمایاندی تا از گرداب گناه به دریای کرامتت رهسپار شوم ویک بار دیگرخود رادر دریای پر برکت رمضان تطهیر کنم ومهمان سفره ی پر برکتت باشم.

خدایا رمضان آهنگ دلنوازودلنشین توست که با ملودی زیبای صوت قرآن نواخته میشود.

خدایا کمکم کن این ملودی زیبارا ازبرشوم تا درمدرسه ی قیامت در برابرچشمان ریزبین کاتبانت به خوبی بنوازم.

رمضان همان مدرسه ای است که در آن میتوانم فارغ التحصیل پاکی ها و خوبیها شوم.

معلمم تو، ناظمم فرشتگانت، کتابم قرآنت و مشقم توبه است.

خدایا کمکم کن تا درکنکور رمضان به سوالات سخت نکیر و منکرت جواب دهم  تا بتوانم رهسپاردانشگاه رحمتت شوم.


نوشته شده در  چهارشنبه 85/7/19ساعت  1:12 عصر  توسط لیلا 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
یک رمضان و یک امام حسن!
آهنگ دلنواز!
[عناوین آرشیوشده]